تبليغاتX
من پرم...از تجربه ی یک احساس جدید..... - چرا؟


من پرم...از تجربه ی یک احساس جدید.....

دریغا که زمان از کف میرود و من میمانم و من میمانم و من...

چرا...همیشه اونی که  فکر میکنیم برامون میتونه دوست خوبی باشه نیست؟

چرا همیشه تو اوج تنهایی ها کسی که تو تنهایی هاش باهاش بودی تنهات میذاره؟

چرا همیشه همه میرنو  تو میمونی و بی کسی هات؟

چرا وقتی به دنبال ارتباطی قشنگ با اطرافیانت هستی یک برداشت دیگه میکنن؟

چرا دوستانت همیشه قلبتو میشکنن و بعد هم به سادگی از کنار کار ها و حرفایی که زدن میگذرن؟

.....

من به این نتیجه رسیدم که خیلی اوقات که روی یکی حساب دوستی و معرفت باز میکنی و فکر میکنی میتونه برات دوست خوب وهمراهی باشه....سخت در اشتباهی و همش یک پوچی محضه!!!

خیانت...تنها چیزی هست که این روزها در دوستی ها اتفاق میفته....همش همینه....زیر آب زنی....دورویی....دو رنگی....کثافت کاری....همش همینه....هیچی جوزاین نیست....دیگه خسته شدم از اینکه من به دنبال حقیقت واقعی دوستی ام و هیچ کس اینو نمیفهمه.....خسته شدم از بس توی دل اینو اون دنبال اون دوستی پاک و ساده گشتم.....

این وقاعا" میگم:

"گشتم نبود    نگرد نیست!"

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 11:56 توسط دختر خاموش لب| |


Design By : Night Skin