من پرم...از تجربه ی یک احساس جدید.....
دریغا که زمان از کف میرود و من میمانم و من میمانم و من...
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ خب میدونم که کسی نمیاد پس واس خودم همین طوری میزنم که دور هم باشیم خب دوستانی که منو میشناسن...به هیچ وجه از اسکلیتم کم نشده...همون اسکلی که بودم هستم و خواهم بود...دوستانی هم که نمیشناسن...خب این موضوع در حوضه ی امورات بنده نیس بعدی! اینکه امسال بنده افتادم در کلاسی بس غریب و اینا...هیچ الاغی رو ...ببخشید بعدش هم اینکه تمااااااااام دوستام با هم افتادن و من تک وتنها افتادم تو یک کلاس داغون...!!! ولی یک دوست خوب دارم از سال پیش که هنوزم به یاد من هست...راضیه جونم!!!! واقعا مدرسه ی مزخرفی داریم....واقعا" مدیر بیخودی داریم....ولی دبیرامون خوبن.... تازه من امسال فهمیدم که ژارسال هیچکدوم از اونایی که میشناختمشون اسمشون دوست نبود و آدمهایی بودن عین آفتاب پرست که مدام رنگ عوض میکردن... یه خوبی که امسال داره اینکه که من تنهام و میتونم با آرامش اعصاب بدون هیچ گونه درگیری های روانی با دوستان و همکلاسی ها...بدور از کدورت ها....درسمو بخونم...با معدل مزخرفی که پارسال گرفتم و همشم نتیجه ی همون اعصاب خوردی ها بود.....دیگه نمیخوام دوباره به اون سرنوشت دچار بشم..... دیگه نمیخوام روزگارمو سیاه کنم...دیگه نمیخواهم اصن به دوستان جدید حتی فکر کنم.....همون دو سه تایی که واقعا" دوستا هستم برام کافین....مثل دوستان عزیزم غزاله.راضیه و صبا.... اینا همون آدمایین که خودمو برای خودم دوست دارن...این چیزیه که من میخوام.... منتظر آپ های بعدی باشید از درسها بنالیم!!! ![]()
![]()
هیچ کسیو نمیشناسم....و اینکه مثل اسکل ها در میز اول میشینم....![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


